حس
این دردهارانمی شودبه کسی اظهارکردچون عموماعادت دارندکه این دردهای باورنکردنی راجزواتفاقات وپیش آمدهای نادروعجیب بشمارندواگرکسی بگویدیابنویسدمردم برسبیل عقایده جاری وعقاید خودشان سعی می کنندآنرابالبخندشکاک وتمسخرآمیزتلفی بکنند ـ زیرابشرهنوزچاره دوایی برایش پیدانکرده وتنهاداروی آن فراموشی بتوسط شراب وخواب مصوعی بوسیله افیون وموادمخدره است ـ ولی افسوس که تاثیراین گونه داروهاموقت است وبه جای تسکین پس ازمدتی برشدت دردمی افزاید.
آیاروزی به اسراراین اتفاقات ماوراءطبیعی این انعکاس سایه روح که درحالت اغماوبرزخ بین خواب وبیداری جلوه می کندکسی پی خواهدبرد؟ بوف کور(صادق هدایت)

آسمان روشن وآبی
کنون تلخ وملال انگیز
سپیدپوشیده بودم باموی سیاه
اکنون سیاه جامه ام باموی سپید
می آیم می روم می اندیشم
که شایدخواب بوده ام خواب دیده ام
خواب بوده ام خواب دیده ام
اماهمه چیزیکسان است وبااین حال نیست!
Persian men modeles
فاصله
امروز می خوام مقدمه کتاب «اون یکی رو جز من داشت» از کتابهای قشنگ مریم حیدر زاده رو بنویسم من از یک شکست عاشقانه می آیم بگذار همه برای این اعتراف تلخ سرزنشم کنند. شکست نه برای پنهان کردن است نه بهانه پنهان شدن. می گویند از صبح بنویس از آفتا و من چگونه از خورشید بنویسم وقتی تمام وقت باران پنجره چشمانم را شسته است. همه دلشان نقش های مثبت می خواهد و آدم های خوشحال اما من گمان می کنم این خیلی خوب است که نمی توانم ادای آدم های خوشبخت ر ادر بیاورم. بی ستاره ام و زرد با طعم معطر پاییز که حضورش تنها معجزه ی لحظه های تنهایی من است. قیمت وفا شاید گران تر از آن بود که بهانه ی دوست داشتنی زندگیم از عهده داشتنش برآید. سقف اعتماد تعمیری ست مدام چکه می کند آغوش ترانه ها همچنان از تن او که باید پر باشد خالی ست. نمی توانم باورش کنم نه رفتنش و نه ماندنش را. مهم نیست تمام سرنش ها را می پذیرم به بهانه ی تولد حقایق غم انگیزی که درد را به درد می آورد و آتش را می سوزاند. این دل دیوانه همیشه یک پادشاه مغرور حقیقی داشته است اگر ترانه ها ثمره ی تخیل بود به جنون نمی رسید اعتراضی نیست کسی که به او نمی رسد به جنون رسیده از او راضی است. خلاصه غم سنگینی ست اگر سر نخواستن دلی دعوا باشد. اما همیشه حق با برنده ها نیست می شود در عین بازنده بودن سربلند بود و او را از کوچه پس کوچه های دنیا گدایی کرد. قرار بود حقیقت را بگویم سخت ست. بی علاج است دانستنش آدم را کم کم می کشد. گریه شبانه می آورد. اما همین است خبر کاملا ناگوار و واقعیست اون یکی رو جز من داشت. سکوت می کنم تا به خاک سپردن آخرین خاکسترهای آرزوی بر باد رفته ام آبرومندانه باشد گریه می کنم با شکوه مثل اقیانوس بلند مثل اورست . او نمی شنود و نمی داند که ماه خوشبختی مشترک همه ی بی ستاره هاست. یک سوال کوچک می ماند برای پرسیدن از کسی که بی پاسخ ترین سوال فکر آشفته ی من است: چی کار کرد این دل سادم که از چشم تو افتادم؟

مدل لباس عروس
اولاروززن ومادروتولد
حضرت فاطمه
روتبریک می گم به همین مناسبت هم مدل لباس عروس گذاشتم همه دختراعروس شین
بعدش مامان شین![]()
![]()
آینه
نمیدونم شاعراین شعرکیه ولی مرحوم فرهادخوندش :

می بینم صورتموتوآینه
بالبی خسته می پرسم ازخودم
این غریبه کیه ازمن چی می خواد
اون به من یامن به اون خیره شدم
باورم نمی شه هرچی می بینم
چشامویه لحظه روهم میذارم
به خودم میگم که این صورتکه
می تونم ازصورتم ورش دارم
می کشم دستموروی صورتم
هرچی بایدبدونم دستم می گه
منوتوی آینه نشون میده
می گه این تویی نه هیچ کس دیگه
جای پاهای تموم قصه ها
رنگ غربت توتموم لحظه ها
مونده روی صورتت تابدونی
حالاامروزچی ازت مونده به جا
آینه می گه توهمونی که یه روز
میخواستی خورشیدوبادست بگیری 
ولی امروزشهرشب خونت شده
گاهی بی صداتوقلبت می میری
می شکنم آینه روتادوباره
نخوادازگذشته ها حرف بزنه
آینه می شکنه هزارتیکه می شه
امابازتوهرتیکه اش عکس منه
عکسابادهن کجی بهم می گن
چشم امیدوببرازآسمون
روزاباهم دیگه فرقی ندارن
بوی کهنگی میدن تــــــــــــمــــــــومـــــــشـــــــــــــــــــون!
می خوام برم
می خوام برم ازاینجاکه بایدبخاطردیگران باشی نه بخاطرخودت:

۱-بخاطرجهنم وبهشت
۲-بخاطرخونواده
۳-بخاطرهمسایه ودوستاوفامیلاو....بقیه
هرکی یه چیزی میخوادمن چی میخوام؟هرکی میخوادمن اونطوری باشم که اون میخوادمن میخوام چطوری باشم واقعایادم رفته من چی میخوام؟؟!!!
بایدهمه روازخودت راضی کنی بعدش خودت همه امیدهاوهمه چشم هابه سوی توه به راستی چشم خودم به سوی کیست؟همه امیدمن به کیه؟خودموگم کردم دربین خودهایی که برای دیگران ازخودم ساختم خواسته های خودموگم کردم دربین خواسته هایی که دیگران ازمن دارن!
من کدومم من چیومیخوام؟فکرخودم وعقایدخودموتوی عقایدی که بهم تلقین کردن گم کردم بخاطرجهنم وبهشت خیلی ازتفکرات وعقایدخودمودورریختم وثابت نگه داشتم انگارمن توی جاده زندگی یه جاثابت
وایسادم چون اگه بخوام برم جلوممکنه بخورم زمین یاراهواشتباه برم یاعقب برم به جای جلورفنت یاسرم به سنگ بخوره پس همون جاوایسم بهتره ؟!یاممکنه کسی ازم برنجه ازسه موردبالاپس مجبورم وایسم منتظرمرگ ومرگ
آیافکرمنم می میره احساساتم هم می میره یافقط جسمم می میره؟وقتی مردم هنوزفکرمی کنم که چرامن خودم نبودم؟ومردم میگن حیف شدجوون خوبی بودولی آیاهمشون ازم راضین؟بهشت چی؟آیابهشت منوراه میده؟
به قول
حکیم عمرخیام نیشابوری ![]()
تاچندزنم به روی دریاهاخشت بیزارشدم زبت پرستان کنشت
خیام که گفت دوزخی خواهدبود که رفت به دوزخ وکه آمدزبهشت
ترکیب پیاله ای که درهم پیوست بشکستن آن روانمی داردمست
چندین سروپای نازنین ازسردست برمهرکه پیوست وبه کین که شکست
ترکیب طبایع چوبه کام تودمی است روشادبزی اگرچه برتوستمی است
بااهل خردباش که اصل تن تو گردی ونسیمی وغباری ودمی است
چون ابربه نوروز،رخ لاله بشست برخیزوبه جام باده کن عزم درست
کاین سبزه که امروزتماشاگه توست
فرداهمه ازخاک توبرخواهدرست

عشق یاهوس؟؟!!
ناآشنا
بازهم قلبی به پایم اوفتاد
بازهم چشمی به رویم خیره شد
بازهم درگیروداریک نبرد
عشق من برقلب سردی چیره شد

بازهم ازچشمه لبهای من
تشنه ای سیراب شد،سیراب شد
بازهم دربسترآغوش من
رهروی درخواب شد،درخواب شد

بردوچشمش دیده می دوزم به ناز
خودنمی دانم چه می جویم دراو
عاشقی دیوانه می خواهم که زود
بگذردازجاه مال وآبرو
اوشراب بوسه می خواهدزمن
من چه گویم قلب پرامیدرا
اوبه فکرلذت وغافل که من
طالبم آن لذت جاویدرا

من صفای عشق می خواهم ازاو
تافداسازم وجودخویش را
اوتنی می خواهدازمن آتشین
تابسوزانددرآن تشویش را
اوبه من می گویدای آغوش گرم
مست نازم کن،که من دیوانه ام
من به اومی گویم این ناآشنا
بگذرازمن،من تورابیگانه ام

آه ازاین دل،آه ازاین جام امید
عاقبت بشکست وکس رازش نخواند
چنگ شددردست هربیگانه ای
ای دریغا،کس به آوازش نخواند
تهران مهر1333
مدل لباس وآرایش
ازدواج موقت...
واقعامن نمی دونم کی اسم اینوگذاشته ازدواج البته این نظرمنه شایدشمامخالف باشین ولی به نظرمن باگفتن یه جمله هرکاری و........بعدشم خدافظ
نفربعدبیاد
خب اون یه جمله روهم نگین و...چی میشه چه فرقی داره
البته من نمیخوام ازراه بدرتون کنماااااااولی خب این نظرمنه بعضی هاهم که میگن وااااااااااااااای مهریههههههه![]()
![]()
به نظرشمااین بادومطلب قبل من چه فرقی داره
هاااایکی به من بگه؟؟؟؟؟؟
راستی یادم رفت بگم پسراکه براازدواج موقت به اجازه خانواده هم احتیاجی ندارن میتونن مخفیانه...شایدبراهمین همشون طرفداراین موضوعن
خب بی خیال دوست دارم نظرشماهارودراین موردبدونم![]()



























